بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

178

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

با مبالغه در جذب ماده باسافل و اگر تيزاب فاروقى تيز بر كفهاى دست و پاى مريض مالند چنانچه پوستى قوى از ان بردارد و بر سر او تيزاب نيم نرم مالند و مهلت دهند و تدهين كنند بروغنهاى محلل معتدل بعد از آنكه روادع و ملعبات و آب گشنيز و اشباه آن به كار داشته باشند و ماده فى الجمله خنك ساخته و باسافل مائل گردانيده بحقه و غيره و خفت باستفراغ حاصل كرده بغايت نافع بود و تسكين وى با خوش‌هوا روشن و بىنقش بايد و در روز اول هيچ غذا نبايد داد و بر سكنجبين ساده و امثال آن اقتصار بايد نمود و بعد دو روز كشكاب رقيق بايد داد و بعد سه روز يا چهار روز كشكاب غليظ دادن مگر آنجا كه از ناخوردن دانند كه ضعف مى و بر طبيعت مريض گران نمىآيد كه هنگام غذاى خنك از كشكاب و غيره پيشتر از روز سوم توان دادن امّا آنجا كه اغراض قوىتر بود تدبير لطيف تر و خفت و غذا بيشتر بايد و آب سخت سرد را از صاحب اين مرض دور بايد داشت و آنجا كه بول كردن فراموش كند مثانهء او را بروغن شبت نيمگرم چرب بايد كرد و انگشت بر نهادن تا بول جدا گردد و آنجا كه ماده قرانيطس خلط محرق بود در تسكين و خنك ساختن ماده اولا تقصير نبايد كرد و بعده بملينات خنك استفراغ بايد نمود و حقنه كه از آلو و سپستان و عناب و نيلوفر و شاهتره و مويز و بيخ خطمى و ترنجبين و حليب بزر خيارين و كشكاب و خبازى و بابونه و روغن بنفشه بادام ساخته باشند به كار داشتن و بشيافى كه از ترنجبين و بنفشه و خطمى شيرين و شكر و انجير و سمقونيا و قراقروت و زهره كاو ساخته باشند گاهگاهى شكم فرود آوردن و باقى تدابير بطريقى كه ايما شد مرعى داشتن و انجا كه مادهء خون صفراوى بود و سحنه مقتضى فصد قيفال مستوفى بايد كرد و الا حجامت ساقين و ميان دو شانه كردن و رگ گوش و رگ پيشانى و بينى و زير زبان زدن و بعد از ان تلئين فرمودن بمذكورات و در خنك ساختن ماده اعتدالى مرعى داشتن و باقى تدابير كه بدان ايما شد بدستور بجا آوردن و آنجا كه اضطراب و درد عظيم بود بر تيزاب كارى و غيره تسكين نگيرد و چاره نبود جز آنكه مخدرى مقوى به دو بخورانند آن مقدار كه او را از درد بى خبر سازد و انگاه مجال يابند باهتمام تحليل مشغول شوند آنجا كه مرض بشركت اندامى ديگر باشد علاج مشترك بايد كرد و در جمله بايد كه آنچه بر سر مىمالند و مىنهند جهت ورم نخست رادعهاى محض به كار دارند تا آنچه بخارات متوجه بود بازيستد و مدد علت منقطع شود و بعد از ان لختى قوابض زياده كنند تا عضو قوت يابد و بعد از ان مبردات بىقابض به كار دارند